تلخيص كتاب درسي معروفي بود كه علاوه بر عبدالعزيز، ابن مجدي مصري (چهاردهم ـ 2)، ابوزكريا محمد اشبيلي (برآمدنش احتمالاً در نيمهٴ دوم سدهٴ چهاردهم يا آغاز سدهٴ پانزدهم)، و قَـلَـصادي (متوفا 1486)، و غيره نيز بر آن شرح نوشتند.
مـحـمـد بـن جَـزولي
شمسالـدين محمـد بـن جَـزولي، منجم مراكشي (برآمدنش 1344م/ 745 ه ق).
نسبتش به جزوله از قبايل بربر در سوس مراكش (السوس الاقصي) ميرسد، كه بياباني است سهگوش، از غرب به اقيانوس اطلس، از شمال به كوههاي اطلس واز جنوب به تل اطلس محدود است. از آثار اوست: 1)
رساله في العمل بالاسطرلاب، 2) رساله في اعمال بالجيب الغيب (استفاده از ربع با سينوس مجهول)، 3) رساله في ثمن الدائره (دربارهٴ قطاع 45 درجه).
ابـو مُـقْـريأ
ابـو مُـقري ء (يا مِـقْـرًء) محمد بن علي بَـطِّـوي. منجم مراكشي (برآمدنش 1313م/ 732 ه ق).
او به قبيلهٴ بَـطِّـوه در ريف منسوب است و ممكن است همان سرداري باشد كه ابوالحسن علي (سلطان مريني 1331 ـ 1348) او را در حدود 1331 به الجزيره فرستاد. او موٴلف ارجوزهاي در تقويم و احكام نجوم است كه چندين شرح بر آن نوشتهاند و معروفترينش از جادَري (چهاردهم ـ 2) و قَـلَـصادي (متوفا 1486) است.
2. مسلمـانـان انـدلـس
ابـن رَقّـام
ابوعبدالله محمدبن ابراهيم بن رَقّـام مُـرسي. پزشك، رياضيدان و منجم مسلمان اندلسي (متوفا سال 1315 م / 715 ه ق).
نسبت او احتمالاً به قبيلهٴ اوس در مدينه ميرسد و ممكن است يكي از اجداد دورش از آن قبيله بوده باشد؛ نسبت دوم او حاكي از ارتباطش با شهر مرسيه است. ابن رقام را ميتوان پسر سوزندوز يا پسر محاسب معني كرد. او سالها در غرناطه به طبابت مشغول بود و در 20 صفر 715 ه ق در سنين پيري در آن شهر وفات يافت.
آثار مختلفي درباب ابزارهاي علمي، زيج اندلس و غيره به او منسوب است، كه تنها يكي از آنها بهدست ما رسيده، به نام
فيعلم الظلال دربارهٴ ساعتهاي خورشيدي.
ابـن باصَـه
ابوعلي حسن بن محمد بن باصَـه. سازندهٴ ابزارهاي نجومي، از مسلمانان اندلس (متوفا سال1316م/ 716 ه ق).